از رئیس محترم و اعضای کمیسیون امور خارجه مجلس نمایندگان هلند سپاسگزارم که امروز فرصت حضور و سخن گفتن در این نشست را برای من فراهم کردند.
برای ما ایرانیانی که برای دموکراسی مبارزه میکنیم، سخن گفتن در پارلمانهای دموکراسیهای بزرگ جهان همواره معنادار و ارزشمند است.
این تنها لحظهای مهم برای مردم ایران نیست. لحظهای سرنوشتساز برای امنیت اروپا و بهویژه هلند است. آنچه امروز در ایران رخ میدهد، امنیت این قاره را برای سالهای آینده شکل خواهد داد. جمهوری اسلامی دیگر صرفاً چالشی در خاورمیانه نیست، بلکه به تهدیدی برای اروپا و جهان تبدیل شده است.
اجازه دهید اصول خود را روشن بیان کنم. من به ایرانی سکولار، دموکراتیک، متعهد به حقوق بشر، و فراگیر برای همه شهروندان، فارغ از مذهب و باورشان، ایمان دارم.
ایرانی که بار دیگر به نیرویی برای صلح و ثبات در جهان تبدیل شود.
به درخواست دهها میلیون تن از هممیهنانم، مسئولیت هدایت گذار ایران به دموکراسی را بر عهده گرفتهام. این همان خواستی بود که مردم ایران در سراسر کشور، هنگامی که در دیماه به فراخوان من پاسخ دادند، با صدای بلند اعلام کردند.
آنان برای آزادی بهایی سنگین پرداختند.
بیش از ۴۰ هزار نفر از آنان به دست جمهوری اسلامی کشته شدند.
آنها بهای آزادی را با خون خود پرداختند و شایسته حمایت ملتهای آزاد هستند.
به همین دلیل امروز اینجا هستم. نه برای خودم، بلکه برای ملت ایران. نه برای آنکه شما مرا به رسمیت بشناسید، بلکه برای آنکه مردم ایران و حق بنیادین آنان برای انتخاب آزادانه حکومتشان را به رسمیت بشناسید.
آنان، همانگونه که در سرود ملی شما آمده است، علیه «استبدادی که قلب را به درد میآورد» مبارزه میکنند.
من توانستهام طیفی گسترده از نیروهای سیاسی، از چپ تا راست، جمهوریخواه و مشروطهخواه، اقوام گوناگون، نسلهای مختلف، گرایشهای فکری متفاوت، پیروان ادیان گوناگون، و حتی رقبای سیاسی پیشین را حول یک هدف مشترک متحد کنم.
پایان دادن به جمهوری اسلامی و جایگزینی آن با یک نظام سکولار و دموکراتیک.
این نیروها به من اعتماد کردهاند تا گذار کشور را بر پایه چهار اصل اساسی هدایت کنم.
حفظ تمامیت ارضی ایران،
تضمین برابری همه شهروندان و آزادیهای فردی،
جدایی دین از حکومت،
و حق مردم ایران برای تعیین نوع نظام سیاسی آینده خود.
این مبارزه بر سر جمهوری یا پادشاهی مشروطه نیست.
بر سر فرآیندی است که مردم ایران بتوانند در انتخاباتی آزاد و منصفانه، خود درباره آینده کشورشان تصمیم بگیرند.
چرا این موضوع برای هلند اهمیت دارد؟
زیرا یک ایرانِ آزاد، سکولار و دموکراتیک، یکی از بزرگترین چالشهای بلندمدت امنیت اروپا را به یکی از مهمترین شرکای راهبردی آن تبدیل خواهد کرد.
ایرانِ آزاد به حمایت از تروریسم پایان خواهد داد، ارسال تجهیزات برای ماشین جنگی پوتین را متوقف خواهد کرد، به ثبات یکی از حساسترین مناطق جهان کمک خواهد کرد، و به کشوری با ۹۰ میلیون جمعیت تبدیل خواهد شد که مشتاق تجارت، سرمایهگذاری و همکاری با اروپا است.
برای هلند، با جایگاه جهانیاش در تجارت، لجستیک، مدیریت آب، نوآوری و بازرگانی بینالمللی، این یک اقدام خیرخواهانه نیست، یک فرصت راهبردی است.
در مقابل، ادامه حیات جمهوری اسلامی به معنای تهدید دائمی هستهای و موشکی علیه اروپا، گسترش تروریسم در خاک این قاره، ادامه اخلال در تجارت جهانی، و تداوم همکاری نظامی با روسیه خواهد بود.
حمایت امروز از آرمان دموکراتیک مردم ایران، بهمراتب کمهزینهتر از مواجهه فردا با رژیمی خطرناکتر و قدرتمندتر است.
اما دلیل دیگری نیز وجود دارد که هلند باید نگاه خود به ایران را بازنگری کند.
واقعیتهای داخل ایران تغییر کرده است.
سالهاست که نزاع اصلی دیگر میان اصلاحطلب و تندرو نیست، بلکه میان ملتی است که میخواهد آینده خود را بهدست بگیرد و رژیمی که نزدیک به نیمقرن آن را به گروگان گرفته است.
این نبرد، نبرد بر سر روحِ ایران است.
شما در هلند معنای اشغال را بهخوبی میشناسید. همانگونه که ملکه ویلهلمینا و مقاومت شجاعانه مردم هلند برای آزادسازی کشورشان از اشغال نازیها از یاریِ دوستان خود بهره گرفتند، نه از سر وابستگی، بلکه از سر عشق به میهن و استقلال آن، امروز مردم ایران نیز در همان نقطه از تاریخ ایستادهاند.
راهی معتبر و عملی برای آینده وجود دارد. این خیالپردازی نیست. ما برنامهای روشن برای گذار داریم. برنامهای که من و همکارانم برای پایان دادن به جمهوری اسلامی و ساختن آیندهای نو تدوین کردهایم.
نخست، تقویت جنبش دموکراسیخواهی در داخل ایران و آمادهسازی مردم برای لحظه تعیینکننده.
دوم، تشویق نیروهای مسلح به پیوستن به ملت برای تضمین انتقالی باثبات.
سوم، جلب حداکثر حمایت جامعه جهانی از مردم ایران، بهویژه در حوزههایی مانند دسترسی به اینترنت، جایی که فناوری و تجربه هلند میتواند نقشی تعیینکننده داشته باشد.
چهارم، اعمال حداکثر فشار بر رژیم از طریق تحریمها، اجرای کامل تروریستی شناختن سپاه پاسداران، انزوای دیپلماتیک، و اقدامات هدفمند.
و پنجم، آمادهسازی از همین امروز برای دوران گذار، با برنامهای سیاسی، حقوقی و اقتصادی برای بازسازی ایران.
اجازه دهید به سه واقعیت مهم اشاره کنم که باید در سیاست هلند نسبت به ایران مورد توجه قرار گیرد.
نخست، رنج و خواست مردم ایران باید به محور سیاست جامعه جهانی تبدیل شود.
موضوعی که امروز تقریباً نادیده گرفته شده است.
دوم، سیاست مماشات شکست خورده است. تهدیدهایی که جمهوری اسلامی برای اروپا ایجاد میکند، پایانی ندارد. تنها دو ماه پیش، این رژیم از طریق عوامل نیابتی خود تلاش کرد یک مخالف ایرانی را در خاک هلند ترور کند.
تا زمانی که این رژیم بر سر کار باشد، این تهدیدها ادامه خواهد داشت و هر روز خطرناکتر خواهد شد.
هیچ توافقی این مشکل را حل نخواهد کرد. این رفتار در سرشت این رژیم است. شما ۴۷ سال تلاش کردید رفتار جمهوری اسلامی را تغییر دهید، اکنون باید پذیرفت که این سیاست شکست خورده است.
هلند پیشتر رهبری خود را نشان داده است. شما نقش مهمی در پیشبرد روند تروریستی شناختن سپاه پاسداران در اروپا داشتید. اکنون نیز باید بار دیگر پیشگام شوید. اروپا هنوز راهبردی واقعی در قبال جمهوری اسلامی ندارد.
همانگونه که روزی از مبارزه علیه آپارتاید و جنبش همبستگی لهستان حمایت کردید، امروز نیز در کنار مردم ایران بایستید.
مردم ایران از شما نمیخواهند انقلابشان را به جای آنان انجام دهید. آنان خود هر روز جانشان را برای آزادی به خطر میاندازند. تنها خواستهشان این است که به سرکوبگران مشروعیت ندهید، تروریستها را تقویت نکنید، و خود را برای روزی آماده کنید که ایران بار دیگر جایگاه شایسته خود را در میان کشورهای آزاد جهان بازخواهد یافت.
حمایت از مردم ایران صرفاً اقدامی انساندوستانه در قبال کشوری دوردست نیست، بلکه سرمایهگذاری برای امنیت هلند، ثبات اروپا، و خاورمیانهای است که بهجای تروریسم، بیثباتی و موجهای پناهجویی، تجارت، همکاری و رفاه صادر کند.
کمتر تصمیمی در سیاست خارجی میتواند همزمان هر سه این هدفها را محقق سازد.
تاریخ قضاوت خواهد کرد که آیا اروپا این لحظه را بهدرستی شناخت یا نه.
لحظهای که نهتنها فرصتی برای یاری رساندن به ملتی بزرگ در بازپسگیری حاکمیت خود بود، بلکه فرصتی برای امنتر کردن هلند، اروپا و جهان نیز بود.
و در پایان، امیدوارم روزی که مردم ایران، همانند شما در سرود ملیتان، فریاد بزنند: «آزاد و بیبیم هستم»، بتوانم به آنان بگویم که مردم هلند در کنارشان ایستادند.
سپاسگزارم.

