بازگشت به رویدادها
10 دقیقه
AI

نشست مطبوعاتی با رسانه‌های جهانی درباره انقلاب ملی ایران، ۲۸ دی ۱۴۰۴/۲۵۸۴

پیش از آغاز سخنرانی، از شما می‌خواهم به یاد مردم دلیر ایران که در دو هفته گذشته سنگین‌ترین بهای آزادی را با جان خود پرداختند، یک دقیقه سکوت کنیم.

سپاسگزارم.


این حقیقت، حالا دیگر انکارناپذیر است: آنچه «جمهوری اسلامی» نامیده می‌شود، حکومت ایران نیست. این یک نیروی متخاصمِ اشغالگر است که سرزمین ما را ربوده است.

این رژیم پس از دخالت و ویرانی در پنج کشور همسایه و گسترش بی‌ثباتی در منطقه، اکنون با استفاده از تروریست‌های خارجی — از نیروهای حزب‌الله و شبه‌نظامیان عراقی گرفته تا مزدوران دیگر — به خود ایران یورش آورده و مردم ایران را قتل‌عام می‌کند.

این دیگر صرفاً سرکوب نیست؛ این اشغال خارجی است، در لباس روحانیت.

همان‌گونه که صدام حسین هورها و نیزارها را به خون کشید و بشار اسد بمب‌های بشکه‌ای را بر سر کودکان سوری ریخت، علی خامنه‌ای و دار و دسته‌اش نیز مرتکب جنایات گسترده علیه ملت ایران — علیه بشریت — شده‌اند.

و درست مانند باقی دیکتاتوری‌ها، جمهوری اسلامی سقوط خواهد کرد. این دیگر «اما و اگر» ندارد؛ بلکه مسئله زمان سقوط است.

جهان باید این را به‌روشنی بشنود: نبرد امروز در ایران، نبرد میان اصلاح و انقلاب نیست؛ نبرد میان اشغال و رهایی است. و مردم ایران انتخاب خود را کرده‌اند: سرهایشان خونین است، اما تسلیم نشده‌اند.

اما بهای این ایستادگی، جانکاه بوده است. مردم ایران در خیابان‌ها و در خانه‌هایشان به دست رژیمی بی‌رحم سلاخی می‌شوند. در عرض چهل‌وهشت ساعت، بیش از دوازده هزار ایرانی قتل‌عام شدند — یعنی هر چهارده ثانیه، یک نفر.

آدم‌کش‌های خامنه‌ای حتی زخمی‌ها را در بیمارستان‌ها تعقیب کردند و آنان را با خونسردی اعدام کردند.

رژیم اجساد را با کامیون و تریلی جمع‌آوری کرد و خانواده‌های نگران را وادار کرد میان کیسه‌های بی‌نام‌ونشان، به‌دنبال پیکر عزیزانشان بگردند.

آن‌ها حتی اجساد را بدون دریافت هزینه گلوله‌هایی که جان قربانیان را گرفته، تحویل نمی‌دهند. و وقتی اغلب خانواده‌ها نمی‌توانند چند هزار دلار بپردازند، کشته‌شدگان را در گورهای جمعی و بی‌نام دفن می‌کنند.

و برخلاف دروغ‌های رژیم، عطش خون‌ریزی آن فروکش نکرده است. قتل‌عام متوقف نشده است.

هم‌میهنان شجاع من — آنها که با تن‌های رنجور اما اراده‌ای شکست‌ناپذیر ایستاده‌اند — همین حالا به کمک فوری شما نیاز دارند.


با این حال، تردیدی نیست: جمهوری اسلامی به آستانه فروپاشی رسیده است.

علی خامنه‌ای و عواملش این را می‌دانند. به همین دلیل، همچون حیوانی زخمی، کورکورانه و از سر استیصال دست‌وپا می‌زنند تا قدرت را حفظ کنند.

مردم عقب‌نشینی نکرده‌اند. عزم آنان یک حقیقت را روشن کرده است: آن‌ها فقط این رژیم را رد نمی‌کنند، بلکه خواهان مسیری تازه و معتبر برای آینده‌اند.

و از من خواسته‌اند رهبری این مسیر را بر عهده بگیرم.

پیوند من با ملت ایران، پیوندی تازه نیست. این پیوند از بدو تولدم با من بوده و گسستنی نیست. حتی در تبعید، زندگی‌ام را وقف خدمت به ملت ایران کرده‌ام.

زمانی که عراق تحت حکومت صدام حسین به ایران حمله کرد، داوطلب شدم تا به‌عنوان خلبان جنگنده از میهنم در برابر جنگ تجاوزکارانه او دفاع کنم.

امروز هم که هم‌میهنانم مرا برای رهبری فرا می‌خوانند، بار دیگر به این پیمان همیشگی پایبند می‌مانم و مسئولیت هدایت جنبشی را می‌پذیرم که کشورمان را از دست نیرویی بیگانه، ضدایرانی و متخاصم که آن را اشغال کرده و فرزندانش را می‌کشد، بازپس خواهد گرفت.

من به ایران بازخواهم گشت.


من در موقعیتی منحصربه‌فرد قرار دارم تا گذار به ثبات را تضمین کنم.

این نظر شخصی من نیست؛ این حکم مردم است — حکمی که در برابر گلوله‌ها، با صدای بلند و روشن صادر شده است.

بخش‌های گسترده‌ای از ارتش و نیروهای امنیتی از مشارکت در کشتار غیرنظامیان سر باز زده‌اند. آن‌ها وفاداری خود را به من اعلام کرده‌اند. ده‌ها هزار نفر آمادگی خود را برای جدایی اعلام کرده‌اند و این روند ماه‌هاست که آغاز شده است.

هم مردم و هم بخش‌هایی از نیروهای نظامی، مرا چهره‌ای ملی می‌دانند که می‌تواند همه نیروهای مخالف — با هر پیشینه و قومیت، جمهوری‌خواه یا پادشاهی‌خواه، راست یا چپ — را گرد هم آورد.

من برنامه‌ای جامع برای یک گذار منظم دارم که همین امروز قابل اجراست.


مردم ایران در داخل کشور دست به اقدام قاطع زده‌اند. اکنون نوبت جامعه جهانی است که به‌طور کامل به آنان بپیوندد.

امروز از جهان می‌خواهم شش اقدام انجام دهد:

نخست، با تضعیف توان سرکوب رژیم — از جمله هدف قرار دادن سپاه پاسداران، رهبری آن، ساختار فرماندهی و زیرساخت‌هایش — از مردم ایران محافظت کند.

دوم، فشار اقتصادی حداکثری را اعمال و حفظ کند؛ دارایی‌های رژیم را در سراسر جهان مسدود سازد و ناوگان نفتکش‌های پنهان آن را هدف قرار داده و برچیند.

سوم، محاصره ارتباطی رژیم را درهم بشکند؛ با فراهم کردن دسترسی آزاد به اینترنت، استارلینک و ابزارهای امن ارتباطی را به‌طور گسترده در ایران مستقر کند و با عملیات سایبری، توان رژیم برای قطع اینترنت را از کار بیندازد.

چهارم، رژیم را پاسخگو کند؛ دیپلمات‌هایش را از پایتخت‌های جهان اخراج کرده و پیگرد حقوقی عاملان جنایت علیه بشریت را دنبال کند.

پنجم، خواهان آزادی فوری همه زندانیان سیاسی شود.

ششم، برای گذار دموکراتیک در ایران آماده شود و تعهد دهد که در زمان مناسب، دولت انتقالی مشروع را به رسمیت خواهد شناخت.


حمایت از مردم ایران نه اقدامی خیریه است و نه دخالتی نابجا.

ثبات جهانی به پایان این رژیم وابسته است — چهل‌وهفت سال صدور ترور، تهدید هسته‌ای و بی‌ثباتی منطقه‌ای باید پایان یابد.

این امر نیازمند اعزام نیرو نیست.

چکمه‌های مردم ایران همین حالا بر زمین است؛ آن‌ها هر روز در حال راه‌پیمایی، فداکاری و مبارزه برای آزادی‌اند.

آنچه از جهان نیاز دارند، حمایتی قاطع و هدفمند است تا جان‌ها حفظ شود، صداها بلندتر گردد و فروپاشی‌ای که آغاز شده، شتاب بگیرد.

اما بگذارید روشن بگویم: با کمک جهان یا بدون آن، این رژیم سقوط خواهد کرد.

اگر جهان سخن را به عمل بدل کند، این سقوط زودتر رخ می‌دهد و جان‌های بیشتری نجات می‌یابد.

ایران آزاد و دموکراتیک، منبع بحران دائمی نخواهد بود؛ بلکه ستونی از صلح، مشارکت و شکوفایی در خاورمیانه و فراتر از آن خواهد شد.

انتخاب روشن است: اکنون در کنار مردم بایستید، یا شاهد تداوم چرخه بی‌ثباتی باشید.


و اکنون، همان‌گونه که به هم‌میهنانم — ملت شریف و دلیر ایران، به‌ویژه نسل جوان — گفته‌ام، مستقیماً با شما سخن می‌گویم:

بدانید که توجه و تحسین جهان را برانگیخته‌اید. تاریخ در برابر شجاعت و فداکاری شما سر تعظیم فرود آورده است.

شما گارد جاویدان ایران هستید.

همان‌گونه که تاکنون ایستاده‌اید، به مبارزه ادامه دهید.

اجازه ندهید این رژیم توهم عادی بودن زندگی را بسازد. پس از این همه کشتار، دریایی از خون میان ما و این رژیم قرار دارد.

رژیم با سرکوب شدید، کشتار و قطع ارتباطات می‌کوشد شما را بترساند و به یأس بکشاند. اما بدانید که به‌سبب ایستادگی شما، هزاران نفر از نیروهای نظامی و امنیتی سرِ کار نرفته‌اند تا در سرکوب مشارکت نکنند.

نام همه جنایتکاران را ثبت کنید. آنها بابت اعمالشان محاکمه خواهند شد.

عدالت به‌تنهایی همه زخم‌ها را درمان نمی‌کند، اما درِ التیام و نوزایی ملی را می‌گشاید.


درباره فردای پیروزی، من برنامه‌ای روشن برای گذار به دموکراسی دارم.

میلیون‌ها ایرانی، در داخل و خارج، بر سر چهار اصل بنیادین متحد شده‌اند:

حفظ تمامیت ارضی ایران؛

آزادی‌های فردی و برابری همه شهروندان؛

جدایی دین از دولت؛

و حق مردم ایران برای تعیین شکل حکومت از طریق فرآیندی دموکراتیک.


پایان این رژیم، تولد دوباره یکی از درخشان‌ترین تمدن‌های تاریخ را رقم خواهد زد. ایران از سرمایه انسانی بی‌نظیر و منابع طبیعی عظیم برخوردار است. مردم ما بسیار تحصیل‌کرده‌اند و از بالاترین آمار مهندسان در جهان برخوردارند — که حدود هفتاد درصد آنان زنان هستند.

امروز این رژیم فاسد این منابع را هدر می‌دهد. در ایران آزاد، منابع و خلاقیت ما موتور شکوفایی داخلی و تقویت زنجیره‌های تأمین جهانی خواهد بود. ایران آزاد، بازی را در مسیر صلح خاورمیانه و روابط با آمریکا و غرب تغییر خواهد داد.

مردم ایران آمریکا را دوست دارند و از این رژیم متنفرند. پس از سقوط آن، به‌جای «مرگ بر آمریکا»، جهانیان با ملتی روبه‌رو خواهند شد که آمریکا را دوستی واقعی می‌داند.

من چشم‌انداز گسترش صلح را به ایران آزاد می‌بینم — آنچه می‌توان آن را «پیمان کوروش» نامید؛ ادای احترامی به میراث کهن مدارا و همکاری ما. امکانات، بی‌پایان است.


گذار، صلح‌آمیز، باثبات و منظم خواهد بود.

تیم کارشناسان من برنامه‌ای برای یک‌صد روز نخست پس از فروپاشی رژیم و حتی بازسازی بلندمدت کشور تدوین کرده‌اند؛ نقشه راهی دقیق برای احیای ملی، بازگرداندن اعتماد اقتصادی، تداوم خدمات حیاتی و بنیان‌گذاری شکوفایی در ایران آزاد.

پس از آن، رفراندم قانون اساسی با نظارت بین‌المللی برگزار خواهد شد تا ایرانیان سرانجام سرنوشت خود را آزادانه تعیین کنند. ایران آزاد و دموکراتیک با همسایگان خود در صلح خواهد زیست و موتور رشد و فرصت در منطقه و جهان خواهد بود.


در تاریخ، لحظاتی هست که ضرورت اخلاقیِ اقدام، آن‌قدر نیرومند است که بارِ بی‌عملی غیرقابل‌تحمل می‌شود.

این، یکی از همان لحظات است.

مردم ایران برای بازپس‌گیری کشورشان برخاسته‌اند.

تاریخ، کسانی را که با آنها همراه شوند، ارج خواهد نهاد.

پاینده ایران.